نقد کوتاهی بر مقاله وزین جناب روشنیالی
لندن، هشتم جون ۲۰۱۶
نقد کوتاهی بر مقاله وزین جناب روشنیالی!
=======================
{خطرات اندیشه های شونیزم و سکتاریزم}
من روشنیالی گرامی را خیلی دوست دارم، زیرا باور کامل دارم که ایشان طرفدار حق و عدالت اند. اما جناب روشنیالی مانند یکتعداد دوستان عزیز ما به بهانه های «حفظ وحدت ملی، هیچ کسی خفه نشود، شرایط کاری، ترس وغیره» بصورت عام می نویسند و اکثر نوشته های شان مشابه وعظ و نصیحت ملا های ما و شماست که می گویند «شه کوه، بد نشته». یعنی شونیزم بد است، سکتاریزم بد است، دموکراسی خوب است، عدالت خوب است و...
به گونه مثال:
شونیزم را خیلی خوب تعریف کرده اند: «شوونيزم چند گانگی و مشکلات قومی را انکار مي کند و وحدت ملي را در یکسان سازی زبانی، در يکسان سازی قومی و يا در يکسان سازی مذهبی جستجو مي کند. يکبار ديگر با تاکيد خاطر نشان بايد کرد، که نه جامعه افغانستان به خاطر "يکسان سازي" خلق شده است و نه زمان به نفع "يکسان سازي" عمل مي کند. نه تنها زمان يکسانسازی قومی و زمان يکسان سازی لسانی، بلکه زمان يکسان سازي مذهبي هم جزء تاريخ گردیده است. زمان ما از يک طرف زمان گلوباليزم و از طرف ديگر زمان پلوراليزم اجتماعی، پلورالزم اقتصادی ، پلوراليزم سياسی، پلوراليزم فرهنگی، و پلوراليزم نظرياتی است».
اما نگفته اند که شونیست های کشور ما چه کسانی اند و با اینها چه معامله صورت گیرد؟
در مورد سکتاریزم هم نوشته اند: «اين نيرو ها مشکلات موجود را به مراتب بزرگتر نشان ميدهند، از حالات برداشت ناقص دارند و مسايل را بسيار احساساتی، ساده و هيجانی مطرح مي کنند. به جای اين که عوامل مشکلات جامعه را جستجو و درک کنند ملامتی و مسؤلیت همۀ مشکلات و بدبختي ها را به گردن اين و آن قوم مي اندازند و به عبارت ديگر در پی پيدا کردن Scapegoat هستند، تلاشي که افکار عامه را از عوامل واقعی منحرف مي کنند».
باز هم نگفته اند که سکتاریست های کشور ما چه کسانی اند و با آنها چه باید کرد؟
جان مطلب اینجاست:
----------------
* آیا قدرت دولتی در کشور ما در اختیار چه کسانی است، شونیست ها یا سکتاریست ها؟
* آیا بحران موجود در کشور نتیجه اقدامات عملی و سیاست های حاکمان شونیست کشور است و یا نتیجه برخورد ها و نوشته های یکتعداد سکتاریست های بی قدرت؟
* آیا برخورد ها و سیاست های حاکمان شونیست در کشور باعث ظهور و بروز سکتاریست ها شده است یا برعکس آن؟
* چگونه می توان با شونیزم حاکم مبارزه کرد و بر آن غالب شد؟ وعظ و نصحیت؟ عذر و زاری؟ خاموش ماندن و دعا کردن؟ یا افشای سیاست ها و عملکرد آنها؟
* آیا می توان با به بزرگ نشان ندادن مشکلات موجود یا احساساتی و هیجانی مطرح نکردن مسایل بر شونیزم حاکم غالب گردید؟
* آیا می توان بر عدالت خواهی و مبارزه بر ضد برتری خواهی قومی- زبانی و تحمیل هویت یک قوم بالای اقوام دیگر، برچسب سکتاریستی زد؟
* آیا می توان افشای جعلیات تاریخی و اسطوره سازی برای یک قوم را مهر سکتاریستی زد؟
* آیا می توان بدون تشخیص مرض و اظهار آن به مریض، به تداوی آن پرداخت؟
(در افغانستان چنین معمول است که مرض های بخصوص خطرناک را به مریض نمی گویند، چون باور دارند که باعث مرگ مریض می شود؛ در حالیکه در دنیای غرب، خطرناک ترین مرض ها را اول به مریض می گویند تا در مریض روحیه مقاومت تقویه گردد و باعث نجات مریض می شود)...
و دهها سوال دیگر...
به باور من اگر شونیست ها و سکتاریست ها یکتعداد افراد یا سازمان های می بودند که در راس دولت قرار نداشته و در بین جامعه بر ضد یگدیگر مبارزه می کردند، هر دو یکسان مقصر بودند... زیرا چنین افراد و حتی سازمان ها در دموکراتیک ترین کشور ها وجود دارد و زیاد مهم نیستند!
اما اگر دولت در اختیار نیرو های «شونیست» قرار داشته باشد و «سکتاریست» ها یکتعداد افراد بی قدرت و بی صلاحیت باشند؛ در اینصورت یکسان مقصر دانستن آنها گناه بزرگی است!
به گونه مثال، افراد بی قدرتی مانند یون ها، طاقت ها و... مهم نیستند که چقدر دشنام به غیرپشتون ها می دهند، یا تعداد دیگری که به پشتون ها دشنام می دهند؛ اما سیاست و عملکرد غنی - اتمر ها نهایت مهم و سرنوشت ساز است، زیرا در رهبری دولت قرار دارند...
مشکل اساسی در کشور ما اینستکه شونیزم حاکم کشور را به سوی تباهی سوق کرده و تا زمانیکه این شونیزم قومی در رهبری دولت قرار داشته باشد، بحران ادامه دارد... چون تمام توان و انرژی آنها در «حذف مخالفین» به مصرف می رسد، نه «تحمل مخالفین»!
شاید جناب روشنیالی هم «اراده سیاسی» نداشته باشند که شونیست ها و سکتاریست های وطنی را افشا کنند و یا خواهند گفت:
«شما خود تان می دانید»!
لینک مقاله جناب روشنیالی: